دلنوشته های یک ایرانی

کاظم مومنیان

خدایا تو را سپاس

خدایا تو را سپاس برای هر چیزی که دادی و ندادی که در همه آنها پیامی نهفته است


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 21:11  توسط کاظم مومنیان  | 

من اینجا هستم

من اینجا نشستم واسه دیدنت

گل من هلاکم به بوییدنت

من ایجا نشستم که بازم بیای

تو خوبم تو عشقم تو نازم بیای

تمام وجودم شده انتظار

دارم میشم از دست تو توبه کار

من اینجا نشستم کنارم بمون

اگر هیچی نیستم تو باش مهربون

(شعر از زهرا مومنیان ۷ساله)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 21:31  توسط کاظم مومنیان  | 

سکوت نفس عمیق

پدر بزرگ از نسل کباب و شراب و کاباره

پدر از دوره ریش و جبهه و استمنا


پسر از دوره پیتزا و پارتی

به راستی چه کسی این آش را هم میزند؟؟؟؟؟؟

اینجا را چه میشود روزی به زور چادر میکشند روزی به زور به سر میکنند

و من

ومن در این آشفته بازار مملکت به خودم میگویم

سکوت و نفس عمیق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 20:8  توسط کاظم مومنیان  | 

طلوع کن خدایا طلوع کن


 

طلوع کن خدا طلوع کن
همه خسته شدیم
از دست پسران پدر کش
از دست واعظان بی عمل و بد عمل
از دست زنان چند شوهره
از دست مردان تنوع طلب
خسته شدیم
از دست مسئولین صدمن یه غاز چاق
از برش و پارتی مواد فروشان و روسپیان در پاسگاه و دادگاه و سازمان
ازگرانیهای ثانیه ای

از کمک به مردمانی که ما را دشمن میدارند

خسته شدیم

ما دیگر کشف میدان نفتی و گازی نمیخواهیم

وقتی از ترس گرانیهای فردا جنس انبار میکنیم

ما دیگر با هسته کار نداریم

وقتی که از میوه فقط هسته آن بما برسد

خدایا

 تورا به آن خداییت طلوع کن

جای خورشید فردا تو طلوع کن

 دلها تو را میخواهد نه روشنایی آفتاب

بیا

بیا و بشکن این نامعادله سیاست کثیف را

دنیای ما پر شده از لجن

 کار کار خودت است فقط خودت

طلوع کن ما همه منتظریم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1391ساعت 18:14  توسط کاظم مومنیان  | 

نامه ای به آقای خاوری


ریاست محترم سابق بانک ملی ایران جناب آقای خاوری با سلامامیدوارم که حالتان خوب باشد و در کشور زیبای کانادا اوقات خوشی را بگذرانید از اینکه وقتتان را میگیرم بسیار پوزش میخواهم اینجانب کاظم مومنیان سی ساله به خواست خدا و بعد از 9 سال مستاجری توانستم یک آپارتمان 55 متری برای خانواده ام تهیه کنم . اپارتمان یک خوابه است و ما اتاق خواب را به دخترم دادیم تا وسایلش را در ان بگذارد شما نمیدانید دخترم چقدر از داشتن اتاق ذوق کرد کاش اینجا بودید و میدیدید. خوشحالی دخترم آنقدر با ارزش بود که من به خاطرش تمام بدهی هایی که برای خانه متحمل شدم را به جان بخرم حتما میپرسید اینها به شما چه ربطی داره؟؟؟؟ خدمتتون عرض میکنم:این خانه برای من بجز وام بیست میلیونی مسکن سی میلیون هزینه در بر داشته است که به خواست خدا و مساعدت همکاران شما در بانکهای مختلف همچنین تمام پس انداز و طلاهای خانمم قرض و.... توانستیم بیست و هفت میلیون و چهارصدهزار تومان آنرا پرداخت کرده ایم آقای خاوری عزیز ما دو میلیون و ششصدهزار تومان برای تحویل خانه کم اورده ایم . به هر کسی هم که شما فکرش را بکنید رو زدیم و حالا تمام امیدمان بعد از خدا به شماست از شما خواهش میکنم از آن سه هزار میلیارد تومان دو میلیون و ششصد هزار تومان به من (قرض) بدهید به شرفم قسم پول شما را سه ماهه بر میگردانم چک هم میدهم دو میلیون و خرده ای از آن سه هزار میلیارد تومان چیزی کم نمیکنم و دو هزارو نهصد نود و هفت میلیون باقی میماندحتما میگویید من تنها نبودم و کلی در این پرونده دست داشته اند در ثانی من اینور آبم و پول فرستادن برای شما وقت میبرد به خدا همه اینها رو میدانم اما چه کنم که در این دادگاهها ی سوری که برای دوستان شما برگزار میکنند یک اسم کامل پیدا نمیشه همه مختصر و مفیدند :الف-ر خ-د میم- س و ..... اگر شما اسامی را میدانید به من بگویید تا من سراغ انها بروم و مزاحم شما نشوم فقط فبلش سفارش ما رو بهشون بکنیدامید وارم همواره عاقبت بخیر باشیدهموطن شما - کاظم مومنیان
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 21:2  توسط کاظم مومنیان  | 

زنده باد کلاه قرمزی زنده باد پسرخاله زنده باد ایرج طهماسب


توی این دور و زمونه که همه چی و همه کس (تاکید میکنم همه کس)در این مملکت عوض شده

لباسها عوض شده ریشها کوتاه شده و ..................................


هنوز میتونی ببینی که کلاه قرمزی همون شلوار دوخط قدیمیشو میپوشه و توی زمونی که پسر ها برای گوش کردن حرف پدر و مادر زاده نشدند پسر خاله بدون اینکه کسی بهش بگه نون میگیره نفت میگیره و چای میریزه

واقعا دستت درد نکنه آقای طهماسب خدا بیامرزه پدر و مادرت رو

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 19:41  توسط کاظم مومنیان  | 

من هستم چون شما را دارم

درود بر همه دوستان خوبم شش ماه شده بود که در وبلاگ چیزی نزده بودم و بابت این از شما پوزش میخام وقتی دیدم چند تن از شما برای من طلب آمرزش کرده بودید فکر کردم دارید با من شوخی میکنید و این نبودن چند ماهه من موجب این قضیه شده است اما کمی عقب تر که رفتم دیدم که یک بنده خدایی به عنوان دوست من خبر فوت منو در بخش نظرات نوشته است .اخه قربونت برم من حالاحالاها امید دارم و میخام زندگی کنم !!!!

به هر حال اینجانب زنده هستم فقط چون کارم را عوض کردم کمتر به وب سر میزنم که اون هم تا چند وقت دیگه برطرف خواهد شد

دوستدار همه شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 12:8  توسط کاظم مومنیان  | 

من عاشق پدر و مادرم هستم

آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.
وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتي همه مادراي دنيا...
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:34  توسط کاظم مومنیان  | 

میلاد حضرت مسیح مبارک

میلاد حضرت مسیح نبی خدا بر تمام مسیحیان یکتا پرست به ویژه مسیحیان و ارامنه ایرانی خوش باد

جا داره از اینجا به دوستان خوبم رافیک شاهمیریان ساباد ارزومانیان و خانواده های گرامی این دو بزرگوار شادباش بگم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 8:27  توسط کاظم مومنیان  | 

شب یلدا

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 10:3  توسط کاظم مومنیان  | 

عکسهایی از زنده یاد منوچهر نوذری

دیگر عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 12:18  توسط کاظم مومنیان  | 

فقط مادر...

 

 

مادر پسرش را نوازش میکرد پسرک در فکر بود و از مادرش پرسید:

اگر من زن بگیرم دستهایت را به من میدهی تا او را نوازش کنم؟ دستهای من زبر است و او را اذیت میکند

مادر:بله عزیزم

پسرک دوباره پرسید :اگر من زن بگیرم قلبت  را به من میدهی تا به او عشق بورزم؟  قلب من مردانه است و از عشق چیزی نمیداند

مادر:بله عزیزم

پسرک دوباره پرسید :اگر من زن بگیرم چشمانت   را به من میدهی تا با مهربانی به او بنگرم؟چشمان من زیاد مهربان نیست

مادر:بله عزیزم

پسرک گفت خب همین حالا اینها را به من بده چونکه او منتظر است

مادر : اشکالی ندارد عزیزم بیا اینها را ببر

پسرک قلب و دست و چشمان مادر را برداشت و راه افتاد

تا چند قدمی دور شد مادر او را صدا زد:

پسرم !پسرم !

پسر برگشت و نگاهی به مادر بی چشم بی دست و بی قلب خود انداخت و گفت :

آخ خوب شد گفتی مادر  داشت یادم میرفت

برگشت و مادر را در آغوش کشید و دهان مادر را هم برداشت !!

با خود گفت :با این (دهان) باید حرفهای عاشقانه به او بزنم

"آراد پارسا"

 (خواهش میکنم جهت حفظ حقوق نویسنده برای کپی نام نویسنده فراموش نشود)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 17:14  توسط کاظم مومنیان  | 

من ساعت تقویم خدا

کنار من نگران نباش

زمان نمیگذرد

به ساعت گفتم بایستد

به تقویم سپرده ام امروز را به حساب نیاورد

با خدا هماهنگ کردم مهر مرا به دلت بیاندازد

تا یک وقت  بی خداحافظی نروی

و در را نکوبی

مبادا باتری ساعت

وکاغذ پاره شده تقویم

از دستم بیافتد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 16:6  توسط کاظم مومنیان  | 

شانزده آذر سالروز درگذشت کسی که کارش خنداندن مردم بود

نمیدونم چقدر منوچهر نوذری رو میشناسید کسی که خنده رو به ایرانیان تقدیم میکرد استاد همه چی تمامی که در رادیو تلویزیون تئاتر از مجریگری گرفته تا نویسندگی و بازیگری و دوبلوری و..... همه کار میکرد و من خودم از کسانی هستم که عاشقانه منوچهر نوذری رو دوست داشتم و اجراهای بی مثالش رو به ویژه در مسابقه هفته همیشه تماشا میکردم الان شش سالی میشه که پدر خنده ایران از پیش ما رفته

روحش شاد

عکسهای قشنگی از این هنرمند درگذشته در ادامه مطلب قرار داره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 9:23  توسط کاظم مومنیان  | 

روز دانشجو بر همگان خجسته باد

نمیدونم چرا تا نام  از دانشجو برده میشه گروهی بد اندیش این واژه ها به یادشون میاد

فساد- اعتیاد -روابط آزاد دختر و پسر و ..........................

دانشجو این قشر فرهیخته این گروه جویای علم و آگاهی این جمعیت جوان آینده ساز

آیا رواست با واژگانی بد به استقبال شود؟؟؟؟؟؟؟

من هفته پیش توی یک دانشگاه بودم یک گروه بزرگ از جوانان رو اونجا دیدم که پر بودند از اندیشه های نو برای سربلندی خود و میهن .سازندگی رو توی چشم یکایک اونها میشد دید جوانهای امروزی هستند پرشور پر انرژی و .......

روز دانشجو بر همه دانشجویان کاردرست این سرزمین خجسته باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:35  توسط کاظم مومنیان  | 

پرستش

من عاشقانه تو را میپرستمت

از هر چه غم رها میپرستمت

ای دوست آشنا یا هر چه بوده ای

دیگر برای من خدا میپرستمت

دنیا به کام ماست اگر بنده ات شوم

گر هم نشد به کام ما میپرستمت

بگذار در آغوش تو کودکی کنم

وانگه به زبان بچه ها میپرستمت

گویا قرار است که جان دهم به تو

تا آخر عمر به خدا میپرستمت

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 15:30  توسط کاظم مومنیان  | 

مواردی که باید به ایرانی بودنمان افتخار کنیم

۱-شرکت مزدا

شرکت بزرگ خودروسازی مزدا در وب سایت خود اعلام کرد که نام شرکت ژاپنی مزدا از "اهورا مزدا" پروردگار زرتشتی ایرانی گرفته شده است.این شرکت که یکی از ده شرکت بزرگ خودروسازی جهان است .شکل یا لوگوی این شرکت نیز با الهام از فروهر یا مرد بالدار زرتشتی ساخته شده

برای دیدن این خبر در سایت رسمی شرکت مزدا به آدرس زیر مراجعه کنید.

www.mazda.co.uk/AboutMazda/AllAboutMazda/Timeline

۲- لباس فارغ از تحصیل

یک نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی که خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج می خواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او می کنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.

هنگامی که از ما سوال می شود که این لباس و کلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟!

هنگامیکه از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریکایی سوال شود این لباس چیست که شما تن فارغ التحصیلانتان می کنید می گویند ما به احترام «آوی سنت» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.

آنها به احترام «آوی سنت» که همان «ابن سینا»ی ماست که لباس بلند رداگونه میپوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است کمی فانتزی شده و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی که ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می کردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریکا علامت یک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمیدانیم !!
۳- مهد کودک اروپایی و مهد کودک ایرانی

این دیوار یک مهد کودک در ایران است!!!!

۴- شعر سعدی بر در سازمان ملل

شعر سر در سازمان ملل از سعدی

 

چقدر زمان میخواهیم تا بدانیم چه بودیم و چه هستیم؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 15:15  توسط کاظم مومنیان  | 

تقصیر

این آینه بد نما مرا پیر میکند

رویای جوانیم را به زنجیر میکند

دنیا تمام ناداوری های خویش را

با توجیه خاصی بنام تقدیر میکند

دنیا به دنیا دویده ایم در پی تو یار

بهم نرسیده ایم پس که تقصیر میکند

تقصیر من است یا تو یا زمانه یا رقیب

ای قاضی القضات چه کسی دیر میکند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 11:39  توسط کاظم مومنیان  | 

عيد غدير بر همه خجسته باد

عيد غدير بر همه دوستان شادباش و خجسته باد

بياييد در اين روزهاي شادي

۱- شادباشيم و بخنديم خيلي زياد

۲-  اگر با كسي قهريم قهر ها رو كنار بگذاريم و در آشتي پيشقدم بشيم

۳- به سادات گرامي سر بزنيم و بهشون شادباش بگيم

۴- گردش و تفريح ررو فراموش نكنيم

پوزش ميخام چون ميدونم همه شما اينكار ها رو انجام ميديد

فقط براي يادآوري گفتم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 13:0  توسط کاظم مومنیان  | 

من و رهی

"پرده نیلی" رهی معیری

رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم

کار جهان به اهل جهان واگذاشتیم

چون آهوی رمیده ز وحشت سرای شهر

رفتیم و سر به دامن صحرا گذاشتیم

ما را به آفتاب فلک هم نیاز نیست

این شوخ دیده را به مسیحا گذاشتیم

بالای هفت پردهٔ نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دریا گذاشتیم

ما را بس است جلوه‌گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

کوتاه شد ز دامن ما دست حادثات

تا دست خود به گردن مینا گذاشتیم

شاهد که سرکشی نکند دلفریب نیست

فهم سخن به مردم دانا گذاشتیم

در جستجوی یار دل آزار کس نبود

این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم

ایمن ز دشمنیم که با دشمنیم دوست

بنیان زندگی به مدارا گذاشتیم

صد غنچهٔ دل از نفس ما شکفته شد

هر جا که چون نسیم سحر پا گذاشتیم

ما شکوه از کشاکش دوران نمی‌کنیم

موجیم و کار خویش به دریا گذاشتیم

از ما به روزگار حدیث وفا بس است

نگذاشتیم گر اثری یا گذاشتیم

بودیم شمع محفل روشندلان رهی

رفتیم و داغ خویش به دلها گذاشتی

*********************************

آفرین بر روان پاک این شاعر ارزشمند

خود من خیلی اشعار رهی رو دوست دارم و باهاشون انس میگیرم

با الهام از غزل بالایی من هم چند بیت غزل سرودم:

رفتیم و کار دنیا به دنیا گذاشتیم

دنیا را برای شما جا گذاشتیم

یک تکه رخت سپید یک مشت خاک گور

بردیم و هر چه هست همینجا گذاشتیم

امید رفت و عشق رفت و آرزو برفت

رفتیم و لاجرم رویشان پا گذاشتیم

یاریگر ابلیس بودیم در همه عمر

شکرت خدا که او را تنها گذاشتیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 8:44  توسط کاظم مومنیان  | 

دوبیتی

اسم تو را به برگ گلها نوشته ام

یاد تو را به روی دلها نوشته ام

امروز که باهمیم خدارا صدهزار شکر

یادش بخیر فراغی که تنها نوشته ام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 17:56  توسط کاظم مومنیان  | 

مسلمان

 

مگر نمیبینی که من مسلمانم؟؟؟؟؟؟

از پس صیغه و طواف و غسل

وخروارها طلا

که به ضریح میدهم

آری من مسلمانم

باور نداری بپرس

از گله گله گوسفندانی که قربانی کردم

در راه خدا

از چشم چرانی های با حساب و کتابم

من مسلمانم

از گرفتن دست زنان بی سرپرست

از غسل بگو نه وضو

ثواب ثواب ثواب

آیا بهشت میتواند مرا در خود جای دهد؟؟؟؟؟؟؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 14:41  توسط کاظم مومنیان  | 

عیدتون مبارک

عید همه شما مبارک

خواهش میکنم خواهش میکنم همه شاد باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 16:9  توسط کاظم مومنیان  | 

پسر فالفروش

 

من در فكر غزلم كه تو

مرا با فال حافظ به خود مي آوري و

از پشت چشمان معصوم و غرور كودكانه ات

التماس را فرياد ميزني"يه فال بخر عمو"

سرت پايين است

از شرم يا تنفر؟

تو اينجايي نه در مدرسه

نگران فالهاي نفروخته

نه مشقهاي ننوشته

ميفروشي و ميروي

بي توجه به نتيجه فالت

"حضرت حافظ ميگويد.........."

"يعني كار و كاسبي ات رونق پيدا ميكند"

"امروز پولي به تو ميرسد"

امروز خبر خوشي ميشنوي"

كاش يكي از اين فالها را

براي خودت باز ميكردي

و با جملات قشنگش

خشت خشت رويا ميچيدي

و مثل مسئولين !!!!!!!

قشنگ ميانديشيدي

بفروش پسربفروش

اينجا كسي بفكر تو نيست

ما همه چشمانمان را بسته ايم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 12:39  توسط کاظم مومنیان  | 

پنهانکار!!!!!!!

خیابانهای شهر من پر شده از زنانی که فقر را پشت آرایش پنهان میکنند

پر شده از مردانی که هوسشان را پشت ریششان پنهان میکنند

هر دو پنهانکارند

اما........

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 12:13  توسط کاظم مومنیان  | 

دخترم تولدت مبارک

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

پنج سال پيش در چنين روزي بود كه پروردگار مهربان باارزشترين هديه رو به ما داد"زهرا"

پنج سال پبش يعني در تاريخ 8/8/85 ساعت هشت و بيست دقيقه زهرا بدنيا اومد.

زهرا جان ای همه وجود پدر "تولدت مبارک"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 17:4  توسط کاظم مومنیان  | 

من پاییزی

زمستان به تو رسید

ومن پاییزی

منتظر دیدارمان در بهار

من در خیال نمناکت

در جای جای این ذهن دوراندیش

و در دل امیدوارم

"دیگر تو را ندارم"

من منتظر قرارمان در

زیر باران بهار بودم

تو نیامدی

بهار نیامد

اما باران

اما باران

تادلت بخواهد

از چشمان من جاری شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 11:19  توسط کاظم مومنیان  | 

دو ركورد جالب سريالهاي تلويزيون+عکس

دو ركورد جالب سريالهاي تلويزيون

باورتون ميشه سريالهايي كه هم اكنون داريد از تلويزيون نگاه ميكنيد خالق ركوردهايي شدند كه بعيد به نظر ميرسه كمتر فيلم يا سريالي به اونها دست پيدا كنه؟؟؟؟؟؟

حالا به نظرتون اون ركوردها چيه؟

 

1-      كتك خور ترين بازيگر سينما و تلويزيون!!!!!!!!

تا حالا فکر کردید که کدام بازیگر از همه بیشتر توی سریالها کتک خورده؟

هيئت داوران جايزه كتك خورترين بازيگر رو تقديم ميكنه به !!!!!!! آقاي يونس غزالي بازيگر نقش امير گلكار در سريال "وضعيت سفيد"

 

 b5bwdv6k7bszov8nse.jpg

به خاطر كتك خوردن از بيشتر بازيگران اين فيلم همچون ابوالفضل پورعرب(عمو بيژن) علي سليماني (عمو بهزاد) و علي الخصوص  عباس غزالي (عمو بهروز) كه برارشون هم هستند و انواع و اقسام كتكها رو نوش جونشون ميكنند. البته هيچ بعيد نيست كه در قسمتهاي بعدي سريال خانم ها هم داوطلب كتك زدن به ايشون باشند.

1-      اشك ريزترين و غمگين ترين بازيگر

 

 jisnkjnu4ctz0xrl9xt.jpg

هيئت داوران ضمن تقدير از سركار خانم افسانه چهره آزاد بازيگر نقش سيما در سريال "وضعيت سفيد" به خاطر بازي غمگينانه و پر از رنج ايشون  جايزه اشكريز ترين و غمگين ترين بازيگر را تقديم ميكند به يگانه سلطان اشك و غم و اندوه اين روزهاي تلويزيون سركار خانم نرگس محمدي بازيگر نقش ستايش در سريال ستايش به خاطر ريختن حدود 10 ليتر اشك تا اينجاي سريال !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 16:13  توسط کاظم مومنیان  | 

چند عكس واقعا بدون شرح

پسر فذافی در آغوش پر مهر احمدی نژاد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 16:11  توسط کاظم مومنیان  | 

شادباش

به نام ایزد یکتا

هنرمند گرامی "آریا کوپایی"

پایان خدمت سربازی که یکی از بیاد ماندنیترینو سازنده ترین دورانها در طول مدت عمر پسران بیباک و پهلوان این سرزمین میباشد را به شما هنرمند ارزشمند شادباش گفته و از پروردگار توانا کامیابی و بهروزی شما را خواستارم

پیروز باشید-کاظم مومنیان "آراد"

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 8:19  توسط کاظم مومنیان  | 

مطالب قدیمی‌تر